امروز با تحوّلاتی که در سیاست دنیا و ایران پیدا شده بدون تعمیم زبان ملّی تحقّق یگانگی به معنای جامع کلمه صورتپذیر نیست. هرچند ناحیههای مختلف ایران که در آنها زبانهای بیگانه تکلّم میشود، مانند آذربایجان یا برخی نقطههای دیگر، از لحاظ سابقههای تاریخی، نژادی و غیره با سایر ایرانیان همدل و یکجهت هستند، و شاید به قول مولوی «همدلی از همزبانی بهتر است»، ولی یگانگی زبان در وحدت ملّی اثر بسزایی دارد، خاصه از این نظر که بعضی از کشورهای همسایه اقدامات و تحریکاتی برای منحرف کردن مردم و در نتیجه جدا کردن بخشهایی از ایران را مینمایند. هنوز غائلۀ پیشهوری فراموش نشده و بعضی نغمهها که از بغداد بلند میشود به گوش میرسد.
اگر ما زبان ملّی را در تمام سرحدات همگانی نکنیم هیچ بعید نیست که روزی رادیوها از سمتهای دیگر هم دهن باز و ترانههای ناهنجار ساز کنند. وقتی یک عده خراسانیان به زبان ترکمنی متکلّماند، آن طرف سرحد هم ترکمنستانی درست شده باشد، خطر برای وحدت ملّی و تمامیت ارضی ما موجود است که اگر این خراسانیان هم مانند سیستانیان به زبان فارسی گویا باشند، خطری متوجه نخواهد بود. همینطور است در سرحدات بلوچستان و کردستان.
من امروز را نگاه نمیکنم که با همسایگان روابط دوستانه داریم. بسیار دورتر را میبینم که ممکن است روزی در آنها تحریکی بشود. پس چه عیب دارد که ما احتیاط خود را از هماکنون به کار بریم. من سی سال پیش از آنکه پیشهوری و یارانش آن غائله را درست کنند از چنان پیشامدی میترسیدم. عیب است که ملّت و دولت ما با اینکه دیدند چه شد به تصور اینکه یک بار بود و تمام شد دست روی دست بگذارند و برای پیشگیری آن اندیشهای نکنند.
با وضع کنونی، اگر غائلهای مانند زمان پیشهوری پیش آید قادر است که در ظرف ده سال تأثیر عمیق و جبرانناپذیری بنماید. با تأسف و رنج زیاد من این سطور را مینویسم و این حقایق را که «فلسفۀ سیاست» است آشکار میکنم. اما چاره نیست. باید روزی دولت و ملّت را که نسبت به این موضوع خفتهاند بیدار نمود.
خلاصه، باید به اطراف کشور خود نگاه کنیم و ببینیم چه همسایگانی داریم، زبان آنها چیست و در این طرف مرز مردم چه زبانی دارند. من هرچه نگاه میکنم جز در مشرق که با افغانستان همسایه هستیم و آنها نیز مانند ما فارسی حرف میزنند، دیگر همسایگان ما فارسیزبان نیستند و زبان سرحدی مشترک میان دو طرف مرز است. این وضع خطر دایمی برای وحدت ملّی ما میباشد. دولت و ملّت باید به آن با نظر بسیار جدی و ژرف بنگرند.
برای اینکه اهمیّت مطلب را بار دیگر برجسته کنم میگویم: خدای نخواسته اگر روزی برای کردستان یا آذربایجان در اثر حوادثی پیشامد بدی روی دهد و مانند بادکوبه، گنجۀ نظامی، شیروان خاقانی، مرو عسجدی، دیاربکر، تیسفون بغداد یا بحرین گردد، بر فرض که آبادتر شود، اقتصاد و اجتماعش خوب، آزادی و دموکراسی کامل و عدالت اجتماعی هم در آنجاها برقرار گردد و به اصطلاح فردوس روی زمین یا «بهشت کمونیست» شود، برای ما که ایرانی هستیم وقتی آنها دیگر ایرانی نباشند، جز تأثّر چه نتیجۀ دیگر خواهد داشت؟ درست این بدان ماند که کسی ده یا خانۀ خرابی داشته باشد، همسایه آن را به زور یا حیله بستاند و برای خود آباد کند و صاحب اصلی خوشحالی کند که خانه و دهم آباد شد!
پس، وحدت ملّی باید اساس و پایۀ تمام نظرها، امیدها، آرزوها، سیاستها، حزبها، خلاصۀ «ایدئال» و آمال همۀ ملّت ایران باشد. تعمیم زبان فارسی هم شرط مسلّم و جدانشدنی این وحدت است.
دکتر محمود افشار، پنج وقفنامه، ص 18-19.



