محمود افشار در سال ۱۲۷۲ در یزد به دنیا آمد. پدرش، حاج محمّدصادق افشار، او را در دوازدهسالگی به هندوستان فرستاد تا زیر نظر عمویش که در بمبئی تجارتخانه داشت به تحصیل مشغول شود. افشار دو سال را در دبیرستان سن زویر بمبئی گذراند و همزمان با راه و رسم تجارت آشنا شد. چندی بعد به یزد بازگشت و پس از توقفی کوتاه برای ادامۀ تحصیل عازم تهران شد و طی سه سال تحصیلات دورۀ متوسطه را در مدرسۀ علوم سیاسی به پایان رساند. سپس به سوئیس رفت و پس از هشت سال موفق به اخذ درجۀ دکتری از دانشگاه لوزان در رشتۀ علوم اجتماعی و سیاسی شد. رسالۀ دکتری او که در آلمان به فرانسوی نشر یافته و بعدها ترجمۀ آن به فارسی در بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار چاپ شده است، «سیاست اروپا در ایران» نام دارد. اقامت دکتر محمود افشار در اروپا برای تحصیل همزمان با وقایع قرارداد ۱۹۱۹ و تلاش انگلیس برای یافتن تسلّط بیشتر بر ایران بود. او زیانهای این قرارداد را با انتشار مقالاتی در روزنامههای سوئیس، انگلستان و فرانسه آشکار کرد و صدای اعتراض ایرانیان را به گوش جهانیان رساند. مجاهدتهای میهندوستانۀ دکتر افشار و مقالات شدیداللحنش علیه قرارداد کار را به جایی رساند که دولت انگلیس از اعطای ویزای هندوستان به او خودداری کرد. از دیگر فعالیتهای افشار در آن سالها تشکیل مجمعی در لوزان با همکاری علیاکبر داور و دانشجویان مقیم آنجا مانند پل کتابچیخان، ابوالحسن حکیمی، اسداللّه بهشتی، نظامالدین امامی خویی و داود پیرنیا بود که هدف از برپایی آن برگزاری نشستها و انتشار مقالات و کتابهایی در دفاع از حقوق ملّت ایران بود.
دکتر افشار در سال ۱۹۲۰ به برلین رفت تا رسالۀ دکتری خود را در آنجا به چاپ برساند. او در مدّت اقامت ششماهه در برلین با بزرگانی چون محمد قزوینی، کاظمزادۀ ایرانشهر، حسینقلیخان نوّاب، وزیر مختار ایران در برلین و سید حسن تقیزاده و سید محمدعلی جمالزاده آشنا شد و دوستی آنان سالها ادامه یافت و به همکاریهای ملّی، سیاسی و فرهنگی نیز انجامید.
افشار در بازگشت به ایران به یاری دکتر علیاکبر سیاسی، محسن رئیس، اسمعیل مرآت و حسن مشرف نفیسی حزب ایران جوان را بنیاد نهاد. پس از آن در مدرسههای علوم سیاسی، نظام و دارالفنون مشغول به تدریس شد و در سال ۱۳۰۴ به عضویت شورای عالی تجارت درآمد. او در همان سال مجلۀ آینده را با هدف تقویت زبان فارسی و حفظ و تکمیل وحدت ملّی ایرانیان تأسیس کرد و اولین شمارۀ آن را در تیرماه به چاپ رساند، در انتخابات تهران و یزد شرکت کرد و ریاست مدرسۀ تجارت را که بهتازگی تأسیس شده بود، به درخواست مؤسس آن، علیاکبرخان داور، به عهده گرفت. در سال بعد انتشار دروۀ دوم مجلۀ آینده را آغاز کرد و به تقاضای داور به وزارت دادگستری رفت و به عضویت شورای استیناف درآمد، اما این همکاری به دلیل برخی اختلافات میان افشار و داور در نگرشهای سیاسی دیری نپایید و موجب شد تا دکتر افشار وزارت دادگستری را ترک کند.
دکتر افشار در سال ۱۳۱۳ به دعوت سید حسن تقیزاده، وزیر دارایی وقت، به ریاست ادارۀ اقتصادی و حقوقی آن وزارتخانه منصوب شد و دو سال در آنجا خدمت کرد. پس از آن به وزارت دادگستری بازگشت و به سمت دادیاری و سپس مستشاری دیوان عالی کشور رسید و در ۱۳۱۹ به عضویت شورای عالی تبلیغات درآمد. محمدعلی فروغی، محمد قزوینی، علیاکبر سیاسی، علینقی وزیری، عیسی صدیق، قاسم غنی و رضازادۀ شفق از دیگر اعضای این شورا بودند.
دکتر افشار تا ۱۳۲۲ در وزارت دادگستری خدمت کرد و در آن سال از ادامۀ خدمت در دادگستری انصراف داد و به وزارت فرهنگ منتقل شد و به معاونت آن وزارتخانه هم رسید، اما در کابینۀ صدرالاشراف استعفا کرد. او در کنار اشتغال به امور دولتی در جراید مختلف مانند کیهان، ستاره، اطلاعات و داریا مقالات سیاسی مینوشت و تا ۱۳۲۴ به نشر دورۀ سوم مجلۀ آینده که یک سال پیشتر انتشار آن را از سر گرفته بود پرداخت. پس از آن از سیاست کناره گرفت و سفرهایی را به دور دنیا آغاز نهاد که تا چند سال ادامه داشت.
دکتر افشار در سال ۱۳۳۷ با وقف بخشی گسترده از دارایی خود به جهت تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی ایران موقوفاتی به نام «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار» بنا نهاد و در سال بعد از آن، دورۀ چهارم مجلۀ آینده را منتشر کرد و از خدمت دولت بازنشسته شد. انتشار این دوره از مجله پس از شش شماره در ادیبهشت ۱۳۳۹ با توقیف آن به پایان رسید و افشار بار دیگر عازم سفر شد.
دکتر افشار در سال ۱۳۵۲ بخشی از رقبات موقوفات را که در باغ فردوس تجریش واقع است، با شرایط معیّنی به دانشگاه تهران سپرد تا مؤسسۀ باستانشناسی و مؤسسۀ لغتنامۀ دهخدا، که از جمله فعالیتهای آن آموزش زبان فارسی به غیر فارسیزبانان است، در آنجا دایر شود. او همچنین در سال ۱۳۵۵ مجموعۀ انتشارات ادبی و تاریخی موقوفات دکتر محمود افشار را پایهگذاری کرد و تا ۲۸ آذر ۱۳۶۲ که درگذشت دستکم ۱۵ عنوان کتاب منتشر کرد.
محمود افشار بیش از شصت سال از عمر پربربار خود را در فعالیتهای فرهنگی، ادبی، دانشگاهی، مطبوعاتی، سیاسی و اقتصادی گذراند. او مردی وطنپرست بود که به زبان فارسی و فرهنگ کشورش میبالید و حفظ و گسترش زبان فارسی را از مهمترین وظایف خود و هموطنانش میدانست.